چرا آدم باید درس بخواند؟ چرا مدرسه برود؟ این همه تنفر از مدرسه وجود دارد آیا این دلیل خوبی نیست برای این که مدرسه یک نهاد به درد نخور هست؟ چرا آن را منحل نمی کنیم تا مردم راحت شوند؟ اینها و دهها سوال از این دست ممکن است برای همه پیش بیاید یا بخش اعظمی از جامعه را درگیر کند. فکر کنم یک پاسخ داشته باشد و آن این است: آدمی به اختیار خودش کار مفیدی انجام نمی دهد. شما یک آدم را به اختیار خودش بگذار و همۀ امکانات رشد هم در اختیارش قرار بده اگر توانست خودش را بالا بکشد، اگر توانست خودش را رشد بدهد. علاوه بر این انسان موجودی اجتماعی است و خیلی از یادگیری های او در محیط جمعی اتفاق می افتد، مردم به هم نگاه می کنند و کار می کنند و این با حسادت متفاوت است. دیدن اینکه دیگران دارند درس می خوانند شوق درس خواندن را در انسان بر می انگیزد و او را مشتاق می کند تا همپایۀ دیگران بیاموزد. مدرسه را نباید تعطیل کرد بلکه باید اشکالات آن را بر طرف کرد. در حال حاضر مشکلات عدیده ای بر سر راه تعلیم وتربیت وجود دارد که کمترین آن کمبود امکانات هست یعنی امکانات خوبی وجود دارداما شوق درس خواندن در اکثر دانش اموزانی که من با انها سر و کار دارم وجود ندارد. تصور عمدۀ بچه ها از درس خواندن این است که آدم درس بخواند تا بتواند هرچه بیشتر و بهتر پول دربیاورد به همین خاط الان می بینیم خیلی ها خود را به آب و آتش می زنند تا پزشک شوند. به خاطر خدمت؟ نه به خاطر پولساز بودن این رشته. خوب مگر این چیز بدی است؟ نه پول درآوردن چیز بدی نیست اما انحصار علم برای پولسازی کاری بسیار بد هست. این که وقتی ما کتاب بخوانیم فکرمان رشد می کند این که تبدیل به انسان های بهتری می شویم این که به دیگران آسیب نمی زنیم یا آسیب هایمان به حداقل می رسد، طبیعت را تخریب نمی کنیم ، اخلاق بهتری خواهیم داشت، سخنان سنجیده ای بر زبان می آوریم، درون دیگران را نمی خراشیم، روان مردم را پریشان نمی کنیم ، این که حد وحدود خودمان را می دانیم، این که فانی بودن دنیا را درک می کنیم، این که نسبت به اهل و عیال و پدر و مادر و برادر و خواهر مهربان تر می شویم و می توانیم مشکلات را بهتر مدیریت کنیم، صبورتر باشیم، راههایی که دیگران رفته اند و ضرر کرده اند را نمی رویم، راه نیکان و خوبان را می شناسیم و پی می گیریم البته در حد توانمان، این که خداوند می فرماید: انما یخشی الله من عباده العلما، و هرگاه تقوای خدا را داشتیم انسان بهتری خواهیم بود، مگر اینها کم است؟ مگر اینها از طریق دانش اندوزی حاصل نمی شود مگر از طریق مجالست با عالمان و دانشمندان اتفاق نمی افتد؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۲:۲۲ ق.ظ توسط محمدشریف اکبری |
برچسب:
نویسنده: آدرین زارعی
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 17:34